و چه پلیدند آنها (and how caitiff they are)

VN:F [1.7.8_1020]
12 رای

اگر مثل گاو گنده باشی،میدوشنت، اگر مثل خر قوی باشی،بارت می کنند، اگر مثل اسب دونده باشی،سوارت می شوند…. فقط از فهمیدن تو می ترسند  ( دکتر شریعتی )


If you were  fat like a cow, they would milk you
 If you were strong like a donkey, they would load you
 If you were a runner like a horse, they  would ride on you

..
They are just scared of your understanding

Dr. Shariati

و چه پلیدند آنها (and how caitiff they are)4.8512

۲۸ نظر

  1. شباویز گفته:
    ۱۳ خرداد ۸۹ @ ۱۱:۳۴ ق.ظ

    استثمارت می کنند و بی ارزش می شوی اگر که زن باشی!

    UN:F [1.7.8_1020]
    +4
  2. امیررضا گفته:
    ۱۳ خرداد ۸۹ @ ۱۱:۴۷ ق.ظ

    عالی بود مثل همیشه.
    موفق باشی استاد عزیز

    UN:F [1.7.8_1020]
    +2
  3. yalda omidi گفته:
    ۱۳ خرداد ۸۹ @ ۱۲:۱۹ ب.ظ

    اگه زن باشی دیگه حقی نداری چون مردی هست که حق تو را از آن خود می داند.

    UN:F [1.7.8_1020]
    +2
  4. میلاد گفته:
    ۱۳ خرداد ۸۹ @ ۴:۳۷ ب.ظ

    شاید یکی از معدود کسانی که توی ایران معنی رپ رو فهمیده باشه سروش لشکری ( هیچکس ) باشه و خالی از لطف نیست اشاره ای بکنیم به یه قسمت از اهنگ اختلاف …
    .
    اینجا همه گرگن میخوای باشی مثه بره بذار چشم و گوشتو من باز کنم یه ذره

    اینجا تهران لعنتی شوخی نیستش خبری از گل و بستنی چوبی نیستش

    اینجا جنگل بخور تا خورده نشی اینجا نصف عقده ایین نصف وحشی
    .
    متأسفانه اون تهران تعبیری از کل ایران شده !!

    UN:F [1.7.8_1020]
    +1
  5. منصوره گفته:
    ۱۳ خرداد ۸۹ @ ۶:۲۴ ب.ظ

    justice is not educable.if we do anything,will see the result,the mistakes we do,makes a lash that we will be punished by it……shaksepeare
    .
    .
    خدایا؛مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان
    اضطراب های بزرگ
    غم های ارجمند
    حیرت های عظیم را به روحم عطا کن.
    لذت ها را به بندگان حقیرت بخش و دردهای عزیز برجانم ریز.
    خدایا
    این خرد خورده بین حسابگر مصلحت پرست را
    که بر دو شاهبال هجرت از هست و معراج به باشد بندهای بی شمار میزند
    در زیر گامهای این کاروان شعله های بیقرار شوق
    که در من به شتابان می گذرد؛نابود کن.(دکتر شریعتی)
    .
    .
    سهمت از زندگی یک اتاق تنهایی است و یک با غچه ی حسرت؛اگر که زن باشی و لبریز از عاطفه………

    UN:F [1.7.8_1020]
    +3
  6. امید استیفا گفته:
    ۱۴ خرداد ۸۹ @ ۱:۲۳ ق.ظ

    سلام آقای زمان مثل همیشه مطلبی گرانبها از استاد شریعتی ومن از مقوله هنر به این موضوع نگاه میکنم و سوالی دارم از شما به نظر شما آیا صدای زن نباید از حنجره اش خارج شود؟دلیلش که من میشنوم خنده دار است! اگر واقعا مردی با صدای زنی میخواهد منحرف شود خاک دوعالم برسر او .با این احتساب پدران ما وجد ونیاکان ما همه منحرف بودند وکسانیکه ای فتاوی را صادر میکنند نیز استثنا نیستند زیرا ممنوعیت صدای زن ۳۰سالست که در ایران اجرا میشود لابد شخص فتوا دهنده ان موقع تحت تاثیر قرار گرفته است که بعید است .اینجاست که به مظلومیت این قشر پی میبریم ودر پی فرمایشات دکتر شریعتی باید بگویم اگر مثل آهو زیبا باشی باید توسری بخوری ویا مثل بلبل خوش صدا باشی باید خفه شوی به امید شکوفایی هنر وهنرمند دراین سرزمین ممنون

    UN:F [1.7.8_1020]
    +2
  7. اکبر گفته:
    ۱۴ خرداد ۸۹ @ ۳:۴۵ ب.ظ

    درود مهندس عزیز
    چی بگیم که این روزها حال همه مون دگرگونه.
    نمیدونم الان دکتر زنده بود به ۹ سال زندان محکوم میشد یا ۱۲سال یا به مزینان تبعید می شد.
    چه خوب که نیستند که این روزها را ببینند.
    آره از فهمیدن ما می ترسنداز فهمیدن نسلی که همش چشم و بله نگفت.
    میگم ما عجب نسل عجیبی هستیم یه زمانی بی خیال همه چی هستیم و یه زمانی هم با فهمیدن و پرسیدنمون همه رو به چالش می کشانیم.
    همیشه سبز و سرفراز باشید.

    UN:F [1.7.8_1020]
    +2
  8. mansoureh گفته:
    ۱۴ خرداد ۸۹ @ ۷:۰۷ ب.ظ

    چه قدر جالب! حرفهایی که آقای اکبر نوشتن دقیقا عین جملاتیه که پدرم همیشه به من میگه!
    من همیشه آرزو داشتم که دکتر می بود تا ما خیلی راحت تر و روشن تر راهش رو دنبال می کردیم ولی به قول پدر تبعید و زندان سرنوشت اکثر صریح اللهجه ها و حقیقت طلب هاست!اگه الان بود مثل زمانهای قدیم کتابهاش رو ….همون بهتر که اون بالا با فرشته ها خوش باشه و شاهد این روزهای سیاه نباشه!
    یه شعری رو از استاد شفیعی کد کنی توی کلمه خوندم :
    تو در نماز عشق چه خواندی که سال هاست/ بالای دار رفتی و این شحنه های پیر/ از مرده ات هنوز پرهیز می کنند/ نام تو را به رمز رندان سینه چاک نشابور/ در لحظه های مستی و راستی/ آهسته زیر لب تکرار می کنند/ نام تو را باد سحرگهان هرجا که برد/ مردی ز خاک رویید/ نامت هنوز ورد زبان هاست.
    .
    واقعا درسته چه نسل عجیبی هستیم وقت هایی که مهر سکوت به لب میزنیم و وقتهایی که مثل بمب آماده ی انفجاریم ؛بغض میکنیم؛ فریاد میزنیم و عصیان میکنیم؛خیلی قشنگه و درعین حال دردناک!

    UN:F [1.7.8_1020]
    +2
  9. علی51 گفته:
    ۱۵ خرداد ۸۹ @ ۱۲:۴۷ ق.ظ

    سلام
    فعلاً که هر سه مورد بدون خون و خونریزی داره انجام میشه.
    مورد آخر هم که اصلاً یافت می نشود.
    جام جهانی رو عشق است!!!
    ارادت

    UN:F [1.7.8_1020]
    0
  10. mansoureh گفته:
    ۱۵ خرداد ۸۹ @ ۳:۲۵ ب.ظ

    مورد آخر خیلی زیاد یافت میشه!
    سهم من؛ما؛مردم فقط رنج و تورم وفشار وفریب و دو رویی و غصه و ماتم و …….نیست!باور کنیم نیست!!
    در کنار جوش و خروش و طغیان ؛دل مردم نباید لگد مال بشه!
    با همه ی اینها” چه اهمیت دارد گاه اگر می روید قارچهای غربت؟”
    *
    *
    اندکی صبر……..

    UN:F [1.7.8_1020]
    0
  11. اکبر گفته:
    ۱۵ خرداد ۸۹ @ ۶:۵۰ ب.ظ

    آره منصوره خانوم ما همون نسلیم.
    امروز با شنیدن یه ترانه هوائی میشیم و فردا هم شور داریم و هیجان
    منتظر ۲۲ خردادم.
    قرارمون به وقت عشق
    چیزی برای وصیت ندارم
    سبزپوش خواهیم رفت
    منتظر همگی هستیم
    قرارمون یادتون نره
    قراره سبزمون

    UN:F [1.7.8_1020]
    +2
  12. mansoureh گفته:
    ۱۵ خرداد ۸۹ @ ۹:۴۹ ب.ظ

    چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم
    خانه اش ویران باد
    من اگر ما نشوم ؛تنهایم
    تو اگر ما نشوی خویشتنی
    از کجا که من و تو
    شور یک پارچگی را در شرق
    باز بر پا نکنیم
    از کجا که من و تو
    مشت رسوایان را وا نکنیم
    من اگر بنشینم ؛تو اگر بنشینی ؛ چه کسی برخیزد؟
    چه کسی با دشمن بستیزد؟
    من اگر بر خیزم
    تو اگر برخیزی
    همه بر می خیزند
    *حمید مصدق
    .
    ۲۲خرداد را انتظار میکشیم،انتظار سبز
    .
    (آقای زمان می بینید؛من منصوره ام؛هنوز خاموشی رو یاد نگرفتم!!)

    UN:F [1.7.8_1020]
    +3
  13. hossein zaman گفته:
    ۱۵ خرداد ۸۹ @ ۱۰:۳۷ ب.ظ

    منصوره عزیز سلام

    جز این از امثال شما انتظار نمی رود . قرار بر خاموشی نیست .

    UA:F [1.7.8_1020]
    +2
  14. محسن سخندانی گفته:
    ۱۶ خرداد ۸۹ @ ۸:۲۹ ق.ظ

    سلام استاد
    خبر کوتاه بود اما بسیار تاسف برانگیز و تکان دهنده.آندره آرزومانیان از بین ما هجرت کرد و چه بی سروصدا و غریبانه به خاک سپرده شد.بغض گلویم را فشار میدهد.با نگاهی گذرا به چند سال اخیر بیشتر به عمق این مصیبت پی خواهیم برد.پس از بابک بیات،شهریار فر یوسفی،پرویز مشکاتیان و … امروز آندره عزیز…
    یاد حرکات موزون پنجه های طلائیش در نواختن پائییز طلایی فریبرز لاچینی به خیر.چه خاطرات خوبی با پائیز طلایی داشتیم.اما هزار افسوس که پائیز طلایی روزگار برگ عمر کوتاه او را هم از شاخه چید. روحش شاد.

    UN:F [1.7.8_1020]
    +2
  15. محسن گفته:
    ۱۶ خرداد ۸۹ @ ۷:۰۴ ب.ظ

    سلام بر اقای زمان و دیگران. از اونجایی که اکثر خوانندگان این وبلاگ از وضع موجود گلایه دارند و برای اینکه امثال اقای سخندانی، بغض زیاد هم گلویشون رو فشار نده، به شما اقای زمان پیشنهاد می دم یه خورده جو وبلاگ رو تغییر بدید و مطالبی جدا از این مطالب بنویسید. اتفاقات مهمی در راه است…. جام جهانی، ۲۲ خرداد و …. در این مورد هم بنویسید لطفا

    UN:F [1.7.8_1020]
    0
  16. محسن سخندانی گفته:
    ۱۷ خرداد ۸۹ @ ۷:۰۳ ق.ظ

    محسن جان سلام
    چه خوب است که به جای پاک کردن صورت مساله چاره ای برای حل آن بینمدیشیم.یادمان باشد که داروهای مسکن درد را شفا نمیبخشد بلکه همچون افیونی احساس درد را کم میکند.۲۲خرداد،دوم خرداد حتی ۲۲بهمن همگی جزئی از تاریخ شدند.فکر کردن و صحبت از آنها دردی را دوا نمیکند.باید با نیم نگاهی به آینده به فکر حال بود.اما جام جهانی…
    اتفاقی که هر از چند سالی تکرار میشود.تکرار تکرار و باز هم تکرار.رونالدو جای مارادونا.کاکا جای رونالدو و باز هم تکرار مکررات.افریقای جنوبی،کشوری مستعمره که با تلاش مردمش علاوه بر رهایی از استعمار اکنون میزبان بزرگترین و تکراری ترین واقعه فوتبالی جهان است.اما ایران عزیز با ۲۵۰۰ سال تمدن هنوز در برگزاری لیگ برترش لنگ میزند.هنوز در ماه مبارک رمضان لیگ برتر ما با سلام و صلوات برگزار میشود که مبادا بعد از افطار و هنگام برگزاری مسابقه برق استادیوم ما قطع نشود.محسن جان…
    اگر شما حرف بهتری برای گفتن دارید مشتاقانه منتظر شنیدن هستم.

    UN:F [1.7.8_1020]
    +2
  17. mansoureh گفته:
    ۱۷ خرداد ۸۹ @ ۹:۵۰ ق.ظ

    امروز همه چی در حال تکراره می بینیم که تاریخ هم تکرار میشه؛
    ۲۲ خرداد همیشه زنده است همیشه در دل ما یادش گرامیه و به خاطر همین باید اون رو عزیز بداریم.
    ترس از فهمیدن ها ؛وقتی از یک دستبند سبز و از یک روسری سبز هنوز هم هراسها ادامه داره!
    وقتی از دوبیت شعر اندام ها به رعشه میفته؛
    اتفاق جام جهانی در پیش این اتفاقات خیلی کم رنگه؛و سلام و صلواتها خیلی پر ارزش و گرانبها!
    حاضرم سالها جام جهانی نباشه اما کشورم از زیر بار استبداد و نامردها بیاد بیرون ؛(البته این فقط دیدگاه منه ؛ من یه دخترم و بسیار بی علاقه به فوتبال!! کسی که تحملش رشد نکرده!!!)
    *
    *
    ما سبز قامتان پاک ملتیم
    تا پای جان در حضور سبز مانده ایم
    ۲۲ خرداد روز خاص ماست
    روز تاریخی حضور ماست
    روز تولد یکساله ی وطن
    روز مبارکی برای هموطن
    یک ساله گشتن شهیدان ما
    سالگرد در بند بودن زندانیان ما
    ۲۲ خرداد روز لحظه هاست
    روز شکست دشمن خونخوار ماست
    بار دگر ثبت می کنیم روز حماسه را
    روز به ثبت رساندن آرمان هایمان

    UN:F [1.7.8_1020]
    +3
  18. محسن سخندانی گفته:
    ۱۷ خرداد ۸۹ @ ۱۲:۲۸ ب.ظ

    منصوره جان سلام
    خواهر گلم به خاطر سپردن و در دل نگهداشتن روزهای بزرگ و وقایع تاریخی اگرچه خوب اما دوای درد نیست.امروز ما،نتایج آنچه است که پیش از این کاشته ایم،اگر در آنچه که در گذشته اتفاق افتاده بمانیم حال و فردا را فدای گذشته کرده ایم.
    خواهر گلم …
    امیدوارم از این صحبت من گله مند نشوید.اما تاریخ فقط برای درس گرفتن است و بس،نه برای ماندن و یخ زدن در آن.
    به فرموده مولای سبزپوشمان(ع) کل تاریخ واقعه ایست که فقط یکبار اتفاق افتاده اما اجزاء تاریخ همواره در حال تکرار شدن میباشد.
    پس خواهر بزرگوارم این وظیفه ماست که امروز چنان کنیم که فردا فقط اجزاء خوب آن برایمان تکرار شود.

    UN:F [1.7.8_1020]
    +2
  19. mansoureh گفته:
    ۱۷ خرداد ۸۹ @ ۱:۲۱ ب.ظ

    سلام؛
    دوست عزیز؛آقای سخندانی من هم باشما موافقم اما تاحدودی!
    بله درسته تاریخ برای درس گرفتنه اما باید اونها رو گرامی وزنده نگه داریم و اگر اینطور نبود ما باید هرساله عاشورا را خط بزنیم چراکه سالهاست از آن روزها گذشته و قیام امام حسین به تاریخ پیوسته!! نه؛ ما اونها را مرور میکنیم تا یادمون باشه که کسانی به خاطر حق و اسلام و آزادی خودشون و جونشون رو فدا کردند.
    ۲۲خرداد باید زنده نگه داشته بشه به پاس تمام کسانی که برای آزادی ما در زندان به سر میبرند؛ کسانی که برای حمایت از رای های سبز خون پاکشون به زمین ریخته شد ؛به یاد حقیقت هایی که به مسلخ کشیده شد؛باید مرور کنیم تا بدونیم که کجا ایستاده ایم و چرا و چه شد و چه می خواهیم و……قصد ما یخ زدن در تاریخ نیست ؛بلکه مرور و یاد آوری آن است تا آرمانهایمان را فراموش نکنیم!
    ما تاوان اشتباهات خود را می پردازیم همونطور که توی کامنت قبلیم از زبون شکسپیر نوشتم.و این جمله ی دکتر شریعتی رو از جون و دل قبول دارم که(همیشه آدمی قربانی یک خطای بزرگ است؛هرچند آدمی بزرگ!)
    اما باید این خطاها جبران بشه؛با درس گرفتن از گذشته ها!
    حدیثی که آوردید از صمیم قلب قبول دارم چیزهایی که در ۱۴خرداد دیدیم تکرار شدن جزئیات تاریخ بود نه اصل تاریخ!
    باید روزهایی رو بسازیم که نسل آینده وقتی به اون نگاه کرد به خودش بباله که نسل های قدیم تر برای آزادی جنگید همانطور که من از مرور دوم خرداد افتخار می کنم ودرس ها ازش میگیرم.سالهایی که من در دوران شیرین کودکی و بی خبری بودم خانواده و هموطنانم به آزادی رای دادند.
    مرور تاریخ هایی از این جنس حس افتخار رو در من زنده میکنه……

    UN:F [1.7.8_1020]
    +2
  20. mansoureh گفته:
    ۱۷ خرداد ۸۹ @ ۲:۵۴ ب.ظ

    سلام
    توی کامنت قبلیم یادم رفت یه تشکر بکنم!
    به رسم ادب؛محسن عزیز ممنونم که من رو خواهر خودتون میدونید و امیدوارم که اختلاف سلیقه ها باعث دلخوری نشه..
    ولی ببینید توروخدا،آرزو به دل موندم کسی رو که من همیشه بهش میگم داداش یه بار به من بگه خواهر!نمی دونم به کجای این دنیا میخواد بر بخوره؟! فعلا که رسم دنیا اینه که احساسها رو خلاصه کنیم به واژه ها!
    میبینید آرزوها خیلی ساده است ولی همونها هم بر آورده نمیشه!
    “اینجا به خاک خفته هزار آرزوی پاک!”

    UN:F [1.7.8_1020]
    +2
  21. محسن سخندانی گفته:
    ۱۸ خرداد ۸۹ @ ۷:۰۸ ق.ظ

    منصوره جان سلام
    یاد یک جمله افتادم که معلم شهید از قول روسو، بارها در نوشته هاش تکرار میکرد که من دشمن تو و عقاید تو هستم،اما برای آزادی تو و عقایدت حاضرم جانم را فدا کنم.
    خواهر عزیز و بزرگوارم…
    من هرگز میان نظرات شما در پست هایتان و سلیقه های خودم ،آنقدر اختلاف نمیبینم که باعث دلخوریم شود.مضاف بر اینکه شخصا هیچگاه به خود اجازه دلگیر شدن و دلخوری از شما و هیچکس دیگر(حتی دشمنان قسم خورده)را نمیدهم.زیرا که دلخوری ،کینه می آورد و کینه ورزی از صفات ابلیس است.

    UN:F [1.7.8_1020]
    +2
  22. mansoureh گفته:
    ۱۸ خرداد ۸۹ @ ۸:۵۷ ق.ظ

    سلام؛
    خوشحالم که توی یه همچین محیط سبزی ؛توفیق داشتن دوستان سبز اندیش رو هم دارم.
    اختلافها رو ندیدن ؛کوچک شمردن؛و اهمیت ندادن به اونها یه ارزش و به نظر من یه هنره! توی این روزهای بی قراری نگاه به وحدت کلمه؛دنیا رو زیبا میکنه…..وخیال خام دشمنان آرامش و کسانی رو که قصد کاشتن کینه رو در بین افراد دارند ؛به باد میده….امروز همه نیازمند وحدتیم…
    .
    .
    سلسله ی موی دوست حلقه ی دام بلاست
    هرکه در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست..

    UN:F [1.7.8_1020]
    +3
  23. وحید گفته:
    ۱۸ خرداد ۸۹ @ ۳:۱۸ ب.ظ

    پنج هزار نفر این جاییم
    در این بخش کوچک شهر
    چه دشوار است سرودی سرکردن
    آن‌گاه که وحشت را آواز می‌خوانیم
    وحشت آن‌که من زنده‌ام
    وحشت آن‌که می‌میرم من
    خود را در انبوه این همه دیدن
    و در میان این لحظه‌های بی‌شمار ابدیت
    که در آن سکوت و فریاد هست
    لحظه پایان آوازم رقم می‌خورد.

    UN:F [1.7.8_1020]
    +1
  24. akbar گفته:
    ۱۹ خرداد ۸۹ @ ۷:۱۸ ب.ظ

    تقدیم به میر سبز مان:
    شد دلم، حریف چشمات بشه

    تو یه جنگ تن به تن اسیرت شد

    تو گرگ و میش خاطرات سبزم

    یاد تو بود و بی هوا پیرت شد

    چشم تو، شبُ از چشام ربود

    ترانه ی خوش دلمو سرود

    تو روزای سرد و زمستونیم

    نگاهت، گرمی ترانه هام بود

    توی باغ شب امیدُ می کاشتی

    گلای آرزو رو می شکفتی

    تو هیاهوی گرگای شب زده

    از بارون و مهتاب غزل می گفتی

    مهراوه ات، مهموندار شبم بود

    ترانه هاش هم آغوش لبم بود

    با تو و این شب نشین ناگزیر

    فقط حدیث تو، تاب و تبم بود

    چشمت، تقدس پاک زئوسه

    تو غربت ناتمومه این قفس

    قابیل شبم، رو به خواب مرگه

    دل سبزت رو بده دست ارس

    «ارس آزادی»

    UN:F [1.7.8_1020]
    +1
  25. از تبار کویر.. گفته:
    ۲۰ خرداد ۸۹ @ ۱۰:۵۳ ق.ظ

    دیر وقتیست که در کوچه ی ما
    دست تقدیر زمان
    همه ی پنجره ها را بسته است
    و در این شهر خموش
    بوسه از دورترین نزدیکی ،
    نقض پبوند حقوق بشر است
    لاله ها داغ به دل
    سر به گریبان بردند
    و علفهای هرز ،
    راه صد ساله به شب پیمودند
    صبح خواهد شد
    باز پروار کبوترها
    تیرگی های پر زاغان را
    شستشو خواهد داد
    مرد و زن
    پیر و جوان
    همه خواهند سرود نغمه ی دلکش آزادی را….
    رو سیاهی زغال است که در خانه ی غم می ماند..
    *رند تبریزی
    *********
    به یاد شهید الله اکبر؛مصطفی غنیان ؛به یاد زندانیان بی گناه؛به یاد روزنامه های به اسارت رفته ؛ حقیقت های ذبح شده ؛ فریاد های کشته شده؛سبز سبز سبز خواهم رفت…..
    امیدوارم همه ی ما ۲۲ خرداد سبزی داشته باشیم…

    UN:F [1.7.8_1020]
    +1
  26. محمدجواد گفته:
    ۲۲ خرداد ۸۹ @ ۴:۴۴ ق.ظ

    با سلام استاد عزیز

    همه مردم را «بعضی مواقع» می‌توان فریفت و بعضی از مردم را برای «همه عمر». ولی نمیتوان همه مردم را برای همه عمر فریب داد.(فردریش نیچه)

    UN:F [1.7.8_1020]
    0
  27. منصور گفته:
    ۲ تیر ۸۹ @ ۵:۱۷ ب.ظ

    با شما هنوز بعد یکسال از توهم بیرون نیومدید؟سبز کیلو چنده؟؟؟؟
    در کل مزاحمتون نمیشم در دنیای خودتون خوش باشید.
    بای.

    UN:F [1.7.8_1020]
    0
  28. منصوره گفته:
    ۳ تیر ۸۹ @ ۲:۱۴ ب.ظ

    سبز کیلو چنده؟!من از شما می پرسم توی ایرانی که به قول آقای کدیور عزیز “بساط آخرت رو توی دنیا پهن کردند” “دل خوش سیری چند؟!”

    اگه این سبز بودن ها توهمه و دنیای خوشی داره آرزو میکنم آقای زمان و همه ی ما سبزها هیچ وقت از توهم بیرون نیایم! و شما نگهبانان و پاسداران آزادی و شمایی که عادت به حق کشی دارید وارد این توهمات!!نشید و توی دنیای حقیقی خودتون به ظلم و ستم ادامه بدبد .. واقعا عاشقانه دوست دارم این جمله ی دکتر شریعتی رو “چه قدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدن ها است که به این مردم، آسایش و خوشبختی بخشیده !”آقا منصور شما آسوده باش!!

    UN:F [1.7.8_1020]
    0

نظر خود را ارسال کنید: