بیایید تا دیر نشده به داد هنر برسیم
بار دیگر شاهد هتک حرمت و بی احترامی به هنر و هنرمندان این مملکت هستیم . ممانعت از برگزاری کنسرت هنرمند ارزشمند عرصه موسیقی آقای سید حسام الدین سراج در کرمانشاه چیزی نیست جز هنر ستیزی جماعتی زورگوی بی منطق که رد پایشان این روزها در بسیاری از نقاط به چشم میخورد . جماعتی که نه خودسر بلکه سازماندهی شده به دنبال تحمیل خود به مردم ایران هستند . جماعتی که منطقشان پنجه بوکس و زنجیر و قمه و عربده کشی است .
البته این نوع برخوردها تازه گی ندارد و در گذشته بارها تکرار شده است و متاسفانه به دلیل سکوت هنرمندان و بی تفاوتی مسئولان ادامه یافته است . به خاطر دارم سالها قبل همین برخورد را در اراک با اینجانب کردند و پس از ضرب و شتم جوانان در شهر اراک به رهبری یک روحانی مقابل محل برگزاری کنسرت نشستند و زیارت عاشورا خواندند غافل از اینکه پشت آن چهره های زشت قداره بند زیارت عاشورا نیز به هیچ دلی راه پیدا نمیکند . گویا مأموریت این زورگویان قلدر مسلک چیزی نیست جز تخریب چهره دین و مذهب .
فراموش نمیکنم در آن زمان اقدامات مذکور تحت حمایت نیروهای انتظامی صورت میگرفت و امروز نیز به نظر می رسد قداره بندان از مصونیت آهنین برخوردارند . اینان همان جماعتی هستند که مجلس را که قرار بود در رأس همه امور باشد به قعر همه امور آوردند و به زیر کشیدند تا آنجا که نمایندگان یک ملت در مقابل چاقو کشان و زنجیر به دستان ساکت شدند و دم نزدند و حتی به رای خود و تصمیم خود معترض شدند و حرفشان را پس گرفتند .در کدام مقطع از تاریخ مجلس اینقدر خوار و زبون بوده است ؟
روی صحبت من این جماعت تهی از عقل و شعور و احساس نیست که ایشان عروسک های کوکی هستند که کوکشان کرده اند و از خود اراده ای ندارند . روی صحبت من هنرمندان این آب و خاکند که خود می بایستی حرمت خود را نگاه دارند . امروز هنرمندان عرصه های گوناگون بویژه عرصه موسیقی بایستی همراه و متحد در مقابل دسیسه ها و نیرنگ ها بایستند و به هتاکان اجازه تعرض ندهند . اینجانب ضمن ارادت به همه دوستان هنرمندم از ایشان درخواست دارم در مقابل این بی حرمتی ها ساکت ننشینند و اجازه ندهند بی هنران دشمن هنر که اصولا جز با زشت خویی و پلیدی نزدیکی و مماشات ندارند ساحت مقدس هنر را مورد اهانت قرار دهند . جا دارد اکثریت هنرمندان به اینگونه برخوردهای وحشیانه معترض شوند و با تحریم حضور در رسانه های دولتی مخالفت خود را با این برخوردهای سبعانه نشان دهند .شما را به خدا قبل از اینکه آخرین ضربات دشنه بر پیکر هنر ایرانی وارد شود به فکر چاره باشیم . بیایید تا دیر نشده به داد هنر برسیم .
باز هم یادآوری میکنم چراغ سبز های مزورانه بویژه به هنرمندان خارج از ایران چیزی جز سرپوش گذاشتن بر این چهره خشن و ضد هنری نیست و هدفی جز فریب مردم دنبال نمیشود . امروز نه وزارت ارشاد ، نه صدا و سیما و نه هیچ ارگان و سازمان به اصطلاح فرهنگی و هنری مدافع حقوق هنرمندان نیستند و همه تحت کنترل و اراده چماقداران عمل میکنند . پیشکسوتان عرصه هنر می بایستی نسبت به این بی حرمتی ها موضع نشان دهند و سکوت اختیار نکنند . از این فرصت استفاده میکنم و از استاد بزرگ عرصه موسیقی جناب آقای محمد رضا شجریان بخاطر شجاعت و دلسوزی شان در مورد هنر موسیقی قدردانی میکنم. بر همه ماست که از این استاد گرانقدر درس گرفته و به یاری هنر این مرز و بوم بر خیزیم .
۱۹ تیر ۸۹ @ ۵:۱۷ ب.ظ
سلام مهندس!
در تایید نوشتهاتان که اصل و نصب این قوم را نشانه رفتهاید که همه چیز از انقلاب و دین و زیارت عاشورا و… را ابزاری جهت حفظ مقام و منصب خویش قرارداده و حتا آنها را تا آنجا میخواهند که در جهت منافعشان باشد عرض میکنم که شک نکید که این قوم کنسرت فرهیختهیی چون حسامالدینسراج را نه به دلیل محتوای کارهایش – که هیچ کس نمیتوان در هنر تعالیبخش کارهای سراج شک کند – بل به دلیل موضعگیریهای سیاسی اجتماعی اوست که به هم میریزند. چه همین دیشب در شهر اراک کنسرت دکتر اصفهانی نیز برگزار شد بدون آنکه درآن خللی ایجاد کنند. کنسرتی که اگر قیاس کنیم با اجرای شما اساسن نمیتوان تصورش کرد که اراک با آن پیشنه میتواند چنین کنسرتی با تماشاچیهایی که نه به لحاظ پوشش و نه حرکاتی که از خود بروز میدادند و نیز مختلط بودن آن و… را از سربگذراند!
آنگاه که این قوم از خدا بیخبر بر شما تاختند و در سالن به زیارت عاشورا نشستند ماموریتی داشتند برای زدن یکی از فرزندان این آب و خاک که درد مردمانش را دارد و مسلک اجتماعی و هنریش را بر اساس آن تنظیم نموده و از هر وسیلهیی برای فریاد کشیدنش استفاده میکند؛ اینان با هیچ چیز مشکل ندارند هماو که آن روز به خواندن کلمات عربی در قالب زیارت عاشورا نشست اکنون منصبی از مناصب شهر را تسخیر کرده است. هم اوکه جوانان شهر را میزد و حسین حسین میکرد اکنون فرماندار شهر است ودر صف اول کنسرت دکتر نشسته است و آنرا وسیلهی میبیند جهت نشان دادن عشق و علاقهاش به هنر …
آری مهندس جان اینچنین است؛ هنر خوب است اما اگر خللی در پایههای قدرت این قوم ایجاد ننماید.
شجریان و سراج و زمان و.. کسانی اند که خارند و گلوی گشاد قدرتخواهشن را به خوارش وا میدارند پس باید زدشان!
۱۹ تیر ۸۹ @ ۵:۳۵ ب.ظ
کاش اقلاً کسانی که کنسرت های موسیقی رو بهم می زنند اندکی به این کار اعتقاد داشتند.
.
من از این طیف آدمها زیاد می شناسم،فقط دوست دارم بتونید سری به موبایل هاشون بزنید،چندش آورترین شوخی ها،کلیپ ها و مشمئز کننده فیلم ها رو خواهید دید.
۱۹ تیر ۸۹ @ ۵:۵۴ ب.ظ
مسعود عزیز سلام
ممنون از نظرات شما . کاملا باشما موافقم . اساس مخالفت ایشان همین است که شما میگویید ولی به هر حال موسیقی را هدف قرار داده اند و بنابراین باید مراقب این هنر باشیم . موفق باشید .
۱۹ تیر ۸۹ @ ۶:۲۹ ب.ظ
سلام اقای زمان
یه مدت بود از این خبرا نداشتیم
از شرایط جدیدی که حوزه هنری برای اخذ مجوز کنسرت تعین کرده مطلع هستید
حضرات گفتن که سالن باید پر بشه وقطعات همگی باید جدید باشن
موفق باشید
۱۹ تیر ۸۹ @ ۸:۱۴ ب.ظ
سلام اقای زمان. عید مبعث رو به شما و سایرین تبریک می گم. ارزوی سلامنی برای شما دارم
۲۰ تیر ۸۹ @ ۷:۰۳ ب.ظ
سلام
جای شما وامثال شما توی صدا و سیما نیست.تلویزیون و رسانه ی میلی در حال حاضر جای یه عده آدم بی ادبه؛ اینقدر بی حیان که روی هیکل زنها هم اظهار نظر میکنن!! وای خدای من!چه قدر زشته که یک مرد توی خصوصی ترین ابعاد زندگی یک زن دخالت کنه و حتی روی بچه آوردنش نظر بده .آی اسلام!چه قدر مظلوم و تنهایی!ببین همین زنی رو که خدا و رسولش اینقدر براش ارزش و احترام قائلن حالا بهش میگن “مرده شور هیکلت رو ببرن!!” باشه میخوان درس دین و دین داری بدن یه خرده با متانت و مهربانی اینطوری که واقعا زنها از بچه آوردن بیزار میشن!! یه بار که چماق حجاب اجباری به سر مردم میزنن یه بارم که برای بچه داری اینطوری حریم خصوصی زندگی زنان رو میدرند !!تلویزیون امروز جای غوغا سالارها و جان نثارهاست!! که دین و مذهب و اسلام رو بازیچه قرار بدن که خودشون به یه مقام ومنصبی برسن!!
.
راستی چرا استاد شجریان ۳۰ ساله که درمشهد؛کنسرت نداشته؟!
خدا خودش میبینه کسانی رو که برچسب دین به خودشون زدن و….نکنه اسلام پرعطوفتی که به من آموختن و ازش میدونم و باهاش زندگی میکنم با اسلام و یا متون دینی اونها فرق داره؟!پژواک روزگار رو دیدم؛موافقم؛به فکر حذف رقیبن؛بی گناه هنر و موسیقی که روحشم خبر نداره شده رقیب یه عده آدم ریاکار !
.
کسی که” تفنگت را زمین بگذار” روبخونه؛ و یا کسی که ” راه رهایی” روبخونه ، و یاکسی که از “قصه ی شب” بگه…..سهمش غربت و تنهایی است و به قول استاد جنتی عطایی”تو اگر میدانستی که چه زخمی دارد؛خنجر از دست عزیزان خوردن ؛از من خسته نمی پرسیدی؛ آه! ای مرد چرا تنهایی؟”من میدونم درد ورنج خنجر خوردن رو!خنجری که پشت چشمک ستاره است!و از شما و امثال شما نمیپرسم ؛آه ! ای مردان چرا تنهایید؟!
۲۰ تیر ۸۹ @ ۸:۰۵ ب.ظ
درود بر همگنان نیک …
زمان جان!
تمامی اینها اثبات کننده این مطلب هست که آوردن امثال حبیب فقط یک ژست بود و عوامفریبی و هیچ تغییری را شاهد نخواهیم بود…شرمنده همه دوستان…اما خر همان خر است و پالانش…
اندکی صبر سحر نزدیکست…شایدم نزدیک نباشه….اما کسی که رویای سحر نداره…پس حتما تاریک دله…
یا علی
بارانی باشید….
۲۰ تیر ۸۹ @ ۱۰:۰۵ ب.ظ
سلام آقای زمان مادام که هنرمندان دست یاری به هم ندهند وملت از ایشان حمایت نکنند آش همین آش و کاسه هم همین کاسه میشود درست است که اکثریت ملت درگیر غم نان هستند وکمتر به این مهم توجه دارند ولی با همه گرفتاریهایی که ندانم کاری سلطنت پرستان در لباس دین برای هم وطنان ایرانی ایجاد کرده اند این ملت باز هم عقلشان خوب میرسد که خوب را ازبد تشخیص دهند .مطمین باشید صحبت منافع پیش بیاید آقایان حتی از خوانندگانی نظیر داریوش و ستار وشاهرخ وامثالهم دعوت به همکاری مینماند تا وجه مردمی بودن خویش را نشان دهند که صدالبته هنرمندان ذیل خود دارای افق فکری روشنی هستند وسره را از ناسره تشخیص می دهند باید برسر زالوهایی که به هر بهانه خون مردم را می مکند وبه بدنه ملت چسبیده اند نمک پاشید نه اینکه آنها را زد تا به بدن هم آسیب رسیده شود باید با ترفند خودشان آنها را راند .ظلم در هیچ بلادی دوام نمی آورد به امید شکوفایی هنر وهنر مند دراین سرزمین ممنون
۲۱ تیر ۸۹ @ ۱۲:۴۴ ب.ظ
سلام استاد من در شهرستان سنقر یکی از شهرستانهای کرمانشاه زندگی می کنم از شنیدن این خبر خیلی ناراحت شدم بخصوص اینکه این اتفاق توی استان ما رخ داده منو شرمنده کرد که جواب هنرمنداهای بزرگی مثل سراج که سال ها در عرصه موسیقی زحمت کشیدن رو این طوری می دن متاسفانه این روزها اتفاقات تاسف بار زیادی در شهر واستان ما می افته مثلا به تازه گی توی همین شهر ما یعنی سنقر یه درمانگاه رو تخریب کردن وقراره به جاش دارالقرآن بسازن این شهر تنها دو درمانگاه داشت که یکیشو تخریب کردن اکر هم اعتراضی صورت بگیره می گن اینها قرآن ستیز هستن ولی باور کنید ما مشکلی با کلام خدا نداریم مشکل ما با آدمایی که فقط خوندن قرآن رو ترویج می دن واز ترویج درک معانی اون به مردم وحشت دارن
۲۱ تیر ۸۹ @ ۱۲:۵۷ ب.ظ
سهیل عزیز سلام
ممنونم که ما را از اخبار شهر خودت آگاه کردی . وجود انسانهای در د آشنا و فهیم باعث افتخار من و همه ایرانی هاست . به امید روز رهایی از ظلم و اجحاف و حق کشی .
۲۱ تیر ۸۹ @ ۵:۴۸ ب.ظ
هیهات….!!
۲۱ تیر ۸۹ @ ۷:۱۲ ب.ظ
احمدی نژاد:با تشکیل جناحبندیهای سیاسی، فاتحه بعضی از ارزشهای انقلاب خوانده شد، درحالیکه نظام ما تنها یک حزب دارد و آن ولایت است.
۲۱ تیر ۸۹ @ ۷:۱۴ ب.ظ
سلام
آقای زمان پست “گاهی وقتا برق خنجر پشت چشمک ستاره است” رو نمیبینم!رفته سفر؟ جاش اینجا خیلی خالیه! به هرحال سلام منو بهش برسونید! بهش بگید من ازش خیلی چیزا یاد گرفتم!
جستجوش کردم جوابم این بود:Not Found
Sorry, but you are looking for something that isn’t here.
و همینطور این یکی:۴۰۴ – Page Not Found
Sorry, this page can not be located
دلم براش تنگ میشه!با تمام سختی هایی که توی اون روزها تحمل کردم اما اون پست برای من خاطره انگیز بود!
۲۱ تیر ۸۹ @ ۷:۵۷ ب.ظ
منصوره عزیز سلام
یک مشکل فنی در اون پست هست که تا رفع اشکال مسدود شده. ممنون از توجه شما . موفق باشید .
۲۲ تیر ۸۹ @ ۱۲:۲۱ ب.ظ
اقای زمان! بسیار جالب نوشتید. درود بر شما
۲۷ تیر ۸۹ @ ۴:۰۵ ب.ظ
لالا لالا دیگه بسه گل لاله
بهار سرخ امسال مثل هر ساله
هنوزم تیر و ترکش قلبو میشناسه
هنوز شب زیر سرب و چکمه میناله
نخواب آروم گل بی خار و بی کینه
نمی بینی نشسته گوله تو سینه
آخه بارون که نیست رگبار باروته
سزای عاشقای خوب ما اینه
نترس از گوله ی دشمن گل لادن
که پوست شیره پوست سرزمین من
اجاق گرم سرمای شب سنگر
دلیل تا سپیده رفتن و رفتن
نخواب آروم گل بادوم ناباور
گل دل نازک خسته گل پرپر
نگو باد ولایت پرپرت کرده
دلاور قدکشیدن رو بگیر از سر
دوباره قد بکش تا اوج فواره
نگو این ابر بی بارون نمیذاره
مث یار دلاور نشکن از دشمن
ببین سر میشکنه تا وقتی سر داره
نذاشتن هم صدایی رو بلد باشیم
نذاشتن حتا با همدیگه بد باشیم
کتابای سفیدو دوره می کردیم
که فکر شب کلاهی از نمد باشیم
گو رفت تا هزار آفتاب هزار مهتاب
نگو کو تا دوباره بپریم از خواب
بخون با من نترس از گوله ی دشمن
بیا بیرون بیا بیرون از این مرداب
نگو تقوای ما تسلیم و ایثاره
نگو تقدیر ما سد تاگره داره
به پیغام کلاغای سیاه شک کن
که شب جز تیرگی چیزی نمی داره
نخواب وقتی که هم بغضت به زنجیره
نخواب وقتی که خون از شب سرازیره
بخون وقتی که خوندن معصیت داره
بخون با من بیا تا من نگو دیره
سکوت شیشه های شب غمی داره
ولی خشم تو مشت محکمی داره
عزیز جمعه های عشق و آزادی
کلاغ پر بازی با تو عالمی داره
نخواب ای حسرت سفره گل گندم
نباش تو دالونای قصه سردرگم
نخواب رو بالش پرهای پروانه
که فریاد تو رو کم دارن این مردم
لالا لالا دیگه بسه گل لاله
۱۸ مرداد ۸۹ @ ۱۱:۳۶ ب.ظ
وقتی که خود هنرمندان سکوت میکنند خب معلومه چی میشه
به نظر من اساتید موسیقی باید کاری بکنند نه اینکه سکوت کنند