خراسان نوشت: او را عمو صدا می زدم و فکر می کردم چون به من و پدرم کریستال می دهد، آدم خوبی است، اما از روزی که توی خانه اش زندانی شدم و او با حرکات و رفتار زشت خود آزارم می داد، فهمیدم آدم کثیف و بی رحمی است.من ۱۰ شبانه روز در خانه دوست پدرم ناله کردم و اشک ریختم تا این که بالاخره موفق شدم از آن جا فرار کنم و خودم را نجات دهم.
دختربچه ۹ ساله که پدرش او را در قبال خرید مقداری موادمخدر به یکی از دوستان قاچاقچی خود فروخته است در بیان داستان بغرنج زندگی اش گفت: پدرم به موادمخدر اعتیاد دارد و مادرم نیز ۲ سال قبل به خاطر قاچاق تریاک دستگیر شد و به زندان افتاد. من نتوانستم مثل دوستانم درس بخوانم و بعد از زندانی شدن مامان، زن غریبه ای که به خانه ما رفت و آمد داشت مرا به کریستال معتاد کرد.
الان یک شبانه روز است که «کریس» مصرف نکرده ام و انگار آتش به جانم افتاده!دخترک لاغر اندام که چشمان معصومش در باتلاق کبود بدبختی گرفتار شده بود در دایره اجتماعی کلانتری شهید نواب صفوی مشهد افزود: ۱۰ روز قبل پدرم مرا همراه خود به خانه یکی از دوستانش که از او مواد مخدر می خرید برد و گفت: دخترم این جا منتظر باش و با بچه های عمو بازی کن، زود برمی گردم. من که قول داده بودم دختر خوبی باشم صورتش را بوسیدم و گفتم فقط زودتر بیا تا به خانه برگردیم.
آن روز بابا با عجله رفت اما دیگر از او خبری نشد و دوست پدرم در این چند روز جلوی چشم همسرش مرا آزار و اذیت کرد و تازه می خواست مرا در اختیار مشتریان موادمخدر که به خانه او رفت و آمد داشتند قرار دهد. فرشته ادامه داد: دیشب دلم خیلی گرفته بود و دعا می کردم راه فراری پیدا کنم.
ناگهان متوجه شدم در خانه باز مانده است. من خیلی سریع بیرون آمدم و پا به فرار گذاشتم. هوا خیلی تاریک بود و می ترسیدم جایی بروم. برای همین هم جلوی یک مغازه شیرینی فروشی نشستم و از ترس و وحشت گریه می کردم که ماشین پلیس را دیدم و از ماموران کمک خواستم.
این دختر کوچک در پایان با چشمان گریان گفت: از تمام باباها و مامان ها خواهش می کنم مراقب باشند تا معتاد نشوند و بچه های خود را دوست داشته باشند.درخور یادآوری است با پی گیری های کارشناس اجتماعی کلانتری شهید نواب صفوی مشهد و به دستور مقام قضایی، دخترک ۹ ساله به سازمان بهزیستی تحویل داده شده است و تحقیقات پلیس برای دستگیری متهمان پرونده ادامه دارد.
در وهله اول و بلافاصله پس از خواندن این گزارش دردآور اشک در چشمان بسیاری از ما حلقه می زند و با در نظر آوردن لحظات وحشتناک و عذاب آوری که بر این دخترک ۹ ساله گذشته است خشم و نفرت درونمان را پر میکند . این چه روزگاری است و این انسانهای دیو سیرت تربیت شده گان کدام مکتبند ؟ شیر کدام مادر را خورده اند و در کدام خانواده رشد کرده اند . چگونه میتوان با دختر معصوم ۹ ساله ای اینگونه رفتار کرد ؟ این همه سبعیت و ددمنشی از کجا نشئت گرفته ؟
نظیر این اخبار و گزارشات درد آور را روزانه می بینیم و میشنویم . جرم و جنایت و تجاوز و اعتیاد و قاچاق مواد مخدر از عادی ترین اخباری است که معمولا در صفحه حوادث روزنامه ها به چشم میخورند .
از هر صاحب نظری که سؤال کنیم میگوید ریشه این مفاسد و جرایم در فقر و مشکلات اقتصادی و نیز فقر فرهنگی است . بروز این مشکلات و این فجایع در کشور ما نیز نشان دهنده معضلاتی از این نوع می باشند . آنچه مسلم است پس از گذشت سی سال از انقلاب اسلامی و حاکمیت ظاهری اسلام بر کشور نه تنها فقر زدایی که از شعار های انقلاب بود محقق نشد بلکه هر روز به سمت جامعه ای فقیر تر پیش رفته ایم . بجای پرداختن به حل زیر بنایی مشکل بی کاری بدون هیچ فکر و اندیشه درستی و بدون بررسی عمیق و اصولی به رشد کمی دانشگاه ها پرداختیم و به این ترتیب به دلیل عدم بازار کار مناسب برای قشر تحصیل کرده ، سطح سواد رانندگان آژانس و دلالان مسکن را از زیر دیپلم و دیپلم به لیسانس و فوق لیسانس و بعضا دکتر رساندیم .
به این ترتیب مشکل فقر را حل نکردیم بلکه شکل آن را در پاره ای موارد تغییر دادیم . نه تنها گدایی را تقبیح نکردیم و به فکر حل این معضل نبودیم بلکه گدا پروری هم کردیم و امروز آن را به اوج خود رسانده ایم و بجای رشد اقتصادی و سوق دادن جامعه به سمت یک جامعه بی نیاز و توانمند بلحاظ اقتصادی در شرایطی که بالاترین درآمد نفتی را طی سالهای اخیر داشته ایم اکثریت مردم را به صدقه گیری تشویق میکنیم . به موازات این نابسامانی های اقتصادی شاهد ناهنجاری هایی بوده ایم و هستیم که تیشه به ریشه کیان این کشور زده و میزنند .
دست یابی به مواد مخدر به نظر سهل تر از هر کار دیگری است . سن اعتیاد به سه سال و چهار سال رسیده و این دیو سیاه به جان جوانان این مرز و بوم افتاده .
آیا این اوضاع وحشتناک اقتصادی ، این فقر و فلاکت و اعتیاد و جنایت حاصل فعالیت دو الی سه ساله چند کانال تلویزیونی ماهواره ای است ؟ آیا فساد موجود حاصل فعالیت یکساله کانال تلویزیونی فارسی وان است ؟ آیا این دخترک ۹ ساله مشهدی قربانی سریال لاست و فرار از زندان می باشد ؟ یعنی بنیان یک نظام اسلامی اینقدر سست است که پس از سی سال فعالیت دینی و فرهنگی ، پس از سی سال در اختیار داشتن چند شبکه رادیویی و تلویزیونی ، پس از سی سال در اختیار داشتن سازمان ها و نهادهای فرهنگی که تنها لیست اسامی آنها چند صفحه کاغذ را پر میکند توسط چند کانال تلویزیونی از هم می پاشد ؟
آیا یک لحظه مسئولین فرهنگی این نظام فکر نمیکنند در بر آوردها و تصمیماتشان ممکن است دچار اشتباه شده باشند ؟ چرا نمیخواهید بپذیرید که در جلب توجه و نظر مردم به رسانه ها موفق نبوده اید . من به اهداف خارجی ها کاری ندارم اگر چه مسلم است که هر کشوری در وهله اول به فکر منافع خود می باشد و این کاملا طبیعی است ولی این را میفهمم که یک کانال تلویزیونی مثل شبکه خبری بی بی سی فارسی با بکارگیری روش ها و متد های کاملا حرفه ای توانسته است مخاطبین بسیار زیادی را در داخل کشور به خود جلب نماید . این هنر را داشته اند و از ابزاری که در اختیارشان بوده بخوبی استفاده کرده اند و موفق هم شده اند . شما هم ابزار لازم را در اختیار داشته اید ولی هنر لازم را نداشته اید و با کج سلیقگی ها و البته بی صداقتی هایی که از خود نشان داده اید مخاطبان خود را کم کم از دست داده اید . حالا هم بجای تغییر روش و اصلاح خطاهای گذشته صورت مسئله را پاک میکنید و فکر میکنید با ایجاد اختلال روی رسانه رقیب میتوان واقعیت ها را کتمان کرد .
ناتوانی نظام در سر و سامان دادن به اقتصاد مملکت شرایط زندگی را بر مردم سخت نموده و توسعه روز افزون فقر یکی از عوامل مؤثر در ترویج فساد و فحشا در جامعه می باشد . نه بلحاظ مادی توانسته ایم مردم را تامین کنیم و نه بلحاظ معنوی به روح بیمار جامعه کمکی کرده ایم . معنویات را به زور و ضرب چماق خواسته ایم که به خورد مردم بدهیم و موفق نشده ایم . مردم را از خود رانده ایم و بی اعتمادی را بین مردم و حکومت ایجاد نموده ایم . امروز مردم علاقه ای به دیدن برنامه های تلویزیونی داخل کشور ندارند . برنامه هایی که نه نشاط آور است و نه سرگرم کننده و نه حتی آموزنده . یا مباحثات خسته کننده و چندش آور سیاسی است و یا بحث های بی سر و ته اقتصادی و یا پند و اندرزهای تکراری که سی سال است مردم از تریبون های مختلف شنیده اند و چون صداقتی در گویندگان نیافته اند باور نکرده اند و نمیکنند . طبیعی است وقتی ماهواره های تلویزیونی انواع و اقسام برنامه های متنوع را مقابل چشمانشان قرار میدهند دیگر حتی فرصت فکر کردن به برنامه های خشک و مرده شما را ندارند . روح و زیبایی را از برنامه های تلویزیونی داخل کشور گرفته اید و انتظار دارید مردم بنشینند و چهره کسل کننده سیمای شما را ببینند .
این فضایی که برای مردم و جوانان این کشور ساخته اید ربطی به تلویزیون های ماهواره ای ندارد . علمای دین و حوزه بجای تاختن به این موضوعات که نوعی فرافکنی است به خود بپردازند . اگر جوانان ما از دین فاصله گرفته اند ، اگر از معنویات دور شده اند ، اگر بجای رواج اخلاقیات دورویی و نفاق و دروغگویی رشد و نمو داشته ، علت آنها را در خودتان جستجو کنید نه در فارسی وان و سریال لاست و یا در سریال ویکتوریا . شما سی سال است هدایت دینی مردم را بعهده داشته اید . سی سال است تمامی ابزارهای فرهنگی و تربیتی در اختیار شما بوده ، شما پرچمدار دین و شریعت و اخلاق بوده اید. چه کرده اید ؟
فجایعی شبیه به فاجعه اصغر قاتل و بلکه بد تر از آن را بارها در سی ساله بعد از انقلاب داشته ایم . اعتیاد و قاچاق مواد مخدر هم که بیداد میکند ، فاحشه خانه ها را هم که از چند نقطه مشخص جمع کردیم و در کل کشور توزیع کردیم و اخیرا به کشورهای حوزه خلیج فارس هم راه یافته اند . آیا حاصل سی سال حکومت دینی این باید باشد ؟ به خدا قسم اگر هم زلزله ای بوقوع بپیوندد و خشم خدا بر ما نازل شود نه بخاطر بد حجابی و معلول هاست که دلیل اصلی آن شما و ما مسئولین نظام هستیم که کفران نعمت کردیم و قدر نعمت ندانستیم .
بجای پرداختن به مردم به دنبال پست و مقام و جایگاهمان بودیم و روز به روز اعتماد مردم را از دست دادیم و امروز که بین ما و مردم فاصله ای عمیق افتاده و امیدی به جلب نظر ایشان نداریم باز با زور و تحکم به میدان آمده ایم . برایشان مدل مو تعریف میکنیم ، مدل لباس تعریف میکنیم و برای زندگی شخصی شان تکلیف تعیین میکنیم اجازه حرف زدن به ایشان نمیدهیم . مطمئن باشید خطاهای سی ساله خودتان را نمیتوانید با قهر و فشار بر مردم جبران نمایید . تا نتوانید اعتماد از دست رفته را برگردانید راه به جایی نخواهید برد . زمانی این اعتماد بازخواهد گشت تا مردم احساس کنند حاکم بر سرنوشت خود هستند و من و شما خدمتگزاران صادقی در تلاش برای سعادت ایشان . باید ثابت کنیم که مردم ولی نعمت ما هستند و نه ما سرور ایشان .
حجت الاسلام صدیقی امام جمعه تهران گفت : شورای نگهبان نیز که در بعد نگهبانی از مشروعیت نظام، صیانت از قانون اساسی و به عنوان یک صافی مورد تایید امام زمان(ع) است از این جهت به عنوان صافی نامیده میشود که اگر در زمان انتخابات نباشد هرکس و ناکس و هر دزد از راه رسیده با صرف سرمایهای خواهد توانست رای مردم را به دست آورد که تمام بهانهجوییها نسبت به این نهاد مقدس به دلیل این نقش مهم میباشد.
قابل توجه بعضی از منتقدین که ما را متهم میکنند که دروغ پراکنی میکنیم و بهتر است برای گفته های خود مدرک ارائه کنیم ( بگذریم از اینکه بعضی از آقایان هر دروغی را به نام دین و اسلام بیان میکنند و کسی حق اعتراض به ایشان را ندارد ) متذکر میشوم که این جملات مربوط به خطبه نماز جمعه امروز تهران ۲۵ تیرماه ۸۹ می باشد که توسط آقای صدیقی امام جمعه تهران بیان گردیده و در سایت تابناک و دیگر سایت ها درج گردیده .
من بعنوان یک ایرانی مسلمان به خود این حق را میدهم تا به ایشان بگویم و سؤال کنم با استناد به کدام آیه ، روایت و یا حدیث و یا با چه تحلیل و استنتاجی به این نتیجه رسیده اند که شورای نگهبان بعنوان یک صافی مورد تایید امام زمان (ع) است ؟ آیا از یک سال و نیم پیش این صافی مورد تایید امام زمان ( ع) واقع شده و آن زمان که آقایان سید محمد خاتمی ، موسوی و کروبی رای آوردند مورد تایید نبود ؟آیا فکر نمیکنید این قداست تراشی ها برای نهاد های گوناگون بدعتی است که میتواند به چهره دین و شریعت لطمه بزند ؟ چرا برای محق جلوه دادن خود همواره تلاش میکنیم تا از ائمه و معصومین مایه بگذاریم ؟ آیا فکر نمیکنید روزی ، با این مهر قداستی که بر پیشانی زده ایم ،خطاهای ما میتوانند باورهای دینی و مقدسات را نشانه بروند ؟
سؤال دیگر من از امام جمعه تهران این است که چگونه به این نتیجه رسیده اید که هر کس و ناکس و هر دزد از راه رسیده ای به تعبیر شما با صرف سرمایه ای خواهد توانست رای مردم را به دست آورد ؟ آیا این توهین به شعور مردم یک کشور نیست ؟ آیا واقعا مردم شریف ایران را هر کس و ناکس و هر دزدی میتواند به راحتی بخرد ؟ آیا به نظر شما جایگاه مردم مسلمان ایران این است ؟ قطعا نظر شما یک اقلیت ناچیز نیست چون اگر چنین بود جای نگرانی نداشت پس آنچه از بیانات شما پیداست این است که شورای نگهبان صافی مورد تایید امام زمان (ع) است که مراقب است مردم ایران و آراء ایشان توسط دزدان از راه رسیده خریداری نشوند. اگر واقعا مردم ایران در این سطح از شعور و بینش سیاسی هستند و اینقدر در موضع ضعف بهتر نیست برای آینده و قبل از اینکه تصمیم نادرستی بگیرند و رای نادرستی بدهند و یا خریداری شوند شورای نگهبان بجای ایشان انتخاب صحیح را انجام دهد تا به این ترتیب با مشکلات کمتری مواجه شویم؟
اگر چه تکرار برخی گفته ها برایم چندش آور است و اکراه دارم از بیانشان ولی برای رساندن منظور و تبیین آنچه مورد نظر است چاره ای جز این باقی نمیگذارد . در مقدمه بخش هایی از افاضات علما و دانشمندان حوزه دین و فرهنگ که بیرق هدایت و ارشاد دینی مردم بویژه جوانان را به دست گرفته اند و بیست و چهار ساعته تریبون های رسانه ملی در خدمت ایشان است تا به هدایت و راهبری مردم و نیز به تبلیغ دین و شریعت بپردازند ، یاد آوری میکنم ( این بیانات نقل به مضمون است ):
- یکی از مسئولین در دانشگاه یزد گفت “بدلیل اینکه پوست آرنج شبیه پوست بیضه است نباید آستین کوتاه پوشید”
- در بخشی از سخنان حسن عباسی (رئیس مرکز بررسیهای دکترینال که اصولا معلوم نیست کجاست و به چه نهادی وابسته است) در برنامه زنده تلویزیونی او به رابطه مردم و بویژه جوانان با سریالهایی که از ماهواره ها پخش میشوند اشاره کرد و گفت: وقتی جوانان ما امکان ازدواج ندارند و از تماشای این مجموعهها به یک غلیان و هیجان کاذب میرسند، به یک تخیل سازی و مشابه سازی دست میزنند که من از آن به عنوان «زنای ذهنی» یاد میکنم.
- حسن رحیم پور ازغدی ، استاد معروف دانشگاه و سخنران هر شب تلویزیون در اظهاراتی که از شبکه یک سیما پخش شد با اشاره به موضوع ازدیاد جمعیت و زاد و ولد در جامعه گفت: ” هم اکنون برخی خانم ها می گویند بچه دار نمی شویم برای اینکه هیکلمون به هم می خوره . ای مرده شور ببره هیکلت رو . مگه هیکلت رو می خوای ببری آخرت ؟ تو این هیکل رو می خوای چه کار ؟ غیر از اینه که می خوای ببری تو قبر یا اینکه می خوای هیکلت رو ببری تو خیابون نشون بدی. استفاده هیکلت برای شوهرته و البته شوهرت برای توئه و برای بچه آوردن.”
- حجت الاسلام حسنی امام جمعه اورمیه در نماز جمعه اورمیه زنان را به سه دسته تقسیم کرد. او گفت گروه اول زنانی بی حجاب هستند که مانند اتوبوسند یعنی هرکس می تواند سوار آنها بشود. دسته دوم زنانی که حجاب بدون چادر دارند و معمولا مانتو به تن می کنند و روسری دارند. آنها مثل تاکسی هستندکه فقط افراد مشخصی را سوار می کنند و بالاخره زن هایی مانند زن امثال بنده که مثل الاغند که فقط یک نفر می تواند از آنها سواری بگیرد.
- حجت الاسلام صدیقی در نماز جمعه تهران افزایش وقوع زلزله را ناشی از ازدیاد گناه و زنا در جامعه اعلام کرد . این عالم دینی که چند ماه پیش برای ارشاد مردم به امامت جمعه تهران منصوب شده است درخطبه ای که روز جمعه ۲۷ اسفند-۱۶ آوریل – ایراد کرد گفت « جاذبههایی که برخی بانوان و دختران در خود در بیرون از زندگی خصوصی ایجاد میکنند، جوانانی که دلشان تکان میخورد و به طغیان بوالهوسی کشیده میشوند و بعد هم دامنهای آنها آلوده میشود و زنا در جامعه زیاد میشود ، طبق روایات ما یکی از عواملی است که علت بعضی از بلایای ناگهانی به حساب آمده است. وقتی زنا توسعه پیدا کند زلزله فراوان میشود. »
این اظهارات تنها مشتی بودند نمونه خروار که اگر بخواهیم به همه موارد اشاره کنیم مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد . در اکثر این نظریات آنچه مشهود است این است که یا ناشی از نگاه غلط و دگم و منبعث از تعصبات خشک دینی به مسائل اجتماعی است ، یا بخاطر درک نادرست از واقعیت های موجود به دلیل فاصله داشتن از بطن جامعه ، یا به دلیل القاء تفکرات سیاسی و تخریب جناح های مخالف و یا اصولا زاییده اذهان فاسد و بیمار . البته ممکن است دلایل دیگری هم باشد که به نظر من مهمترین آنها همین مواردی است که اشاره شد . با توجه به موارد فوق منطقی است که پاره ای از موضوعات مطرح شده مغرضانه و با سوء نیت باشد و بعضی هم صرفا از روی نا آگاهی و کم خردی .
اما قصد و غرض از بیان این موارد هر چه بوده باشد و هر نیتی هم توسط بیان کننده دنبال میشده نتیجه تخریب باورهای نسل جوان بویژه در مورد مسائل دینی است . به نظر می رسد این جماعت خواسته یا نا خواسته کمر همت به نابودی دین و شریعت بسته اند . من در مقام دفاع از دین نیستم و آن را واگذار میکنم به کسانی که نان دین و شریعت را میخورند اما باید نگرانی خود را از پی آمد های چنین تفکراتی اعلام نمایم .
من نگران فضاسازی هایی هستم که در حال انجام است . چه فضاسازی هایی که با حسن نیت ولی نا بخردانه صورت میگیرد و چه آنهایی که مغرضانه و توسط تفکرات بیماران روانی منحرف شکل میگیرد . جوانان ما خوشبختانه آگاهند و چنین افاضاتی را از حقیقت بخوبی تشخیص میدهند اما قطعا اهداف خاصی نیز توسط جماعتی خاص دنبال میشود . جماعتی که حق طلبی مردم و جوانان را بر نمی تابند و از هر فرصتی برای سرکوب خواسته های ایشان استفاده میکنند .
امروز در تلاشند تا مردم را با انواع روش ها مورد هجمه قرار دهند تا همه فرصت ها را برای سرکوب ایشان در اختیار بگیرند . کار به جایی رسیده که حسن عباسی که به نظر می رسد خود بطور جدی مشکل روحی و روانی دارد در برنامه زنده تلویزیونی جوانان را به زنای ذهنی متهم میکند . چیزی که شاید اولین بار در ذهن بیمار خودش تبلور یافته . باید به ایشان گفت چه کسی به شما حق داده تا اینگونه در مورد جوانان قضاوت کنید ؟ چه کسی این مجوز را به تو داده تا بقول خودت همه سریال های تلویزیون های ماهواره ای را ببینی ، تمام شوها و اجراهای موسیقی را ببینی ، از زیر و بم خانم مدونا باخبر باشی تا بقول خودت آنالیز کنی و برای اصلاح نوع بشر برنامه ارائه دهی ولی جوان دانشگاهی و فهیم ما حق دیدن جز تو و امثال تو را روی صفحه تلویزیون نداشته باشند ؟ چه کسی گفته تو قدرت تحلیل داری و دیگران ندارند ؟ مردم ما سالهاست که از این تک صدایی ها رنج میبرند . مردم و جوانان ما از شنیدن چنین حرف هایی حالشان به هم میخورد . واقعا متاسفم برای صدا و سیمایی که تریبونش را به دست چنین کسانی میدهد که آبرویی برای دین و ملیت باقی نمیگذارند .
آقای حسن عباسی ، استقبال گسترده مردم از کانال های ماهواره ای مربوط به کمتر از یک دهه گذشته می باشد و سریال هایی که شما از آنها نام می برید عمرشان به بیش از دو یا سه سال نمیرسد اما از حاکمیت جمهوری اسلامی که شما از مبلغین و متفکران آن به حساب می آیید سی سال است که میگذرد . چه شده است که نگرانید تا چند سریال کلمبیایی و آمریکایی بنیاد دین و ارزش های دینی یک ملت را به باد دهد ؟ آنچه امروز به پیکر باورهای دینی مردم ضربه وارد میکند شما و امثال شمایید . شما و همه کسانی که شعور مردم را به سخره گرفته اید و با خرافه پروری و اباهه گری در صدد تحمیل خود و تثبیت جایگاهتان هستید .
مردم خوب و فهیم ما باید هوشیار باشند و توجه داشته باشند که اینها همه مقدمه چینی برای یک هجمه بزرگ است و بر همه ماست که از شعور و باورهای به حق خود دفاع کنیم و برای چنین تعرضاتی آماده گی داشته باشیم .
- حسن رحیم پور ازغدی ، استاد معروف دانشگاه و سخنران هر شب تلویزیون در اظهاراتی که از شبکه یک سیما پخش شد با اشاره به موضوع ازدیاد جمعیت و زاد و ولد در جامعه گفت: ” هم اکنون برخی خانم ها می گویند بچه دار نمی شویم برای اینکه هیکلمون به هم می خوره . ای مرده شور ببره هیکلت رو . مگه هیکلت رو می خوای ببری آخرت ؟ تو این هیکل رو می خوای چه کار ؟ غیر از اینه که می خوای ببری تو قبر یا اینکه می خوای هیکلت رو ببری تو خیابون نشون بدی. استفاده هیکلت برای شوهرته و البته شوهرت برای توئه و برای بچه آوردن.”
- حجت الاسلام حسنی امام جمعه اورمیه در نماز جمعه اورمیه زنان را به سه دسته تقسیم کرد. او گفت گروه اول زنانی بی حجاب هستند که مانند اتوبوسند یعنی هرکس می تواند سوار آنها بشود. دسته دوم زنانی که حجاب بدون چادر دارند و معمولا مانتو به تن می کنند و روسری دارند. آنها مثل تاکسی هستندکه فقط افراد مشخصی را سوار می کنند و بالاخره زن هایی مانند زن امثال بنده که مثل الاغند که فقط یک نفر می تواند از آنها سواری بگیرد.
- حجت الاسلام صدیقی در نماز جمعه تهران افزایش وقوع زلزله را ناشی از ازدیاد گناه و زنا در جامعه اعلام کرد . این عالم دینی که چند ماه پیش برای ارشاد مردم به امامت جمعه تهران منصوب شده است درخطبه ای که روز جمعه ۲۷ اسفند-۱۶ آوریل – ایراد کرد گفت « جاذبههایی که برخی بانوان و دختران در خود در بیرون از زندگی خصوصی ایجاد میکنند، جوانانی که دلشان تکان میخورد و به طغیان بوالهوسی کشیده میشوند و بعد هم دامنهای آنها آلوده میشود و زنا در جامعه زیاد میشود ، طبق روایات ما یکی از عواملی است که علت بعضی از بلایای ناگهانی به حساب آمده است. وقتی زنا توسعه پیدا کند زلزله فراوان میشود. »
بار دیگر شاهد هتک حرمت و بی احترامی به هنر و هنرمندان این مملکت هستیم . ممانعت از برگزاری کنسرت هنرمند ارزشمند عرصه موسیقی آقای سید حسام الدین سراج در کرمانشاه چیزی نیست جز هنر ستیزی جماعتی زورگوی بی منطق که رد پایشان این روزها در بسیاری از نقاط به چشم میخورد . جماعتی که نه خودسر بلکه سازماندهی شده به دنبال تحمیل خود به مردم ایران هستند . جماعتی که منطقشان پنجه بوکس و زنجیر و قمه و عربده کشی است .
البته این نوع برخوردها تازه گی ندارد و در گذشته بارها تکرار شده است و متاسفانه به دلیل سکوت هنرمندان و بی تفاوتی مسئولان ادامه یافته است . به خاطر دارم سالها قبل همین برخورد را در اراک با اینجانب کردند و پس از ضرب و شتم جوانان در شهر اراک به رهبری یک روحانی مقابل محل برگزاری کنسرت نشستند و زیارت عاشورا خواندند غافل از اینکه پشت آن چهره های زشت قداره بند زیارت عاشورا نیز به هیچ دلی راه پیدا نمیکند . گویا مأموریت این زورگویان قلدر مسلک چیزی نیست جز تخریب چهره دین و مذهب .
فراموش نمیکنم در آن زمان اقدامات مذکور تحت حمایت نیروهای انتظامی صورت میگرفت و امروز نیز به نظر می رسد قداره بندان از مصونیت آهنین برخوردارند . اینان همان جماعتی هستند که مجلس را که قرار بود در رأس همه امور باشد به قعر همه امور آوردند و به زیر کشیدند تا آنجا که نمایندگان یک ملت در مقابل چاقو کشان و زنجیر به دستان ساکت شدند و دم نزدند و حتی به رای خود و تصمیم خود معترض شدند و حرفشان را پس گرفتند .در کدام مقطع از تاریخ مجلس اینقدر خوار و زبون بوده است ؟
روی صحبت من این جماعت تهی از عقل و شعور و احساس نیست که ایشان عروسک های کوکی هستند که کوکشان کرده اند و از خود اراده ای ندارند . روی صحبت من هنرمندان این آب و خاکند که خود می بایستی حرمت خود را نگاه دارند . امروز هنرمندان عرصه های گوناگون بویژه عرصه موسیقی بایستی همراه و متحد در مقابل دسیسه ها و نیرنگ ها بایستند و به هتاکان اجازه تعرض ندهند . اینجانب ضمن ارادت به همه دوستان هنرمندم از ایشان درخواست دارم در مقابل این بی حرمتی ها ساکت ننشینند و اجازه ندهند بی هنران دشمن هنر که اصولا جز با زشت خویی و پلیدی نزدیکی و مماشات ندارند ساحت مقدس هنر را مورد اهانت قرار دهند . جا دارد اکثریت هنرمندان به اینگونه برخوردهای وحشیانه معترض شوند و با تحریم حضور در رسانه های دولتی مخالفت خود را با این برخوردهای سبعانه نشان دهند .شما را به خدا قبل از اینکه آخرین ضربات دشنه بر پیکر هنر ایرانی وارد شود به فکر چاره باشیم . بیایید تا دیر نشده به داد هنر برسیم .
باز هم یادآوری میکنم چراغ سبز های مزورانه بویژه به هنرمندان خارج از ایران چیزی جز سرپوش گذاشتن بر این چهره خشن و ضد هنری نیست و هدفی جز فریب مردم دنبال نمیشود . امروز نه وزارت ارشاد ، نه صدا و سیما و نه هیچ ارگان و سازمان به اصطلاح فرهنگی و هنری مدافع حقوق هنرمندان نیستند و همه تحت کنترل و اراده چماقداران عمل میکنند . پیشکسوتان عرصه هنر می بایستی نسبت به این بی حرمتی ها موضع نشان دهند و سکوت اختیار نکنند . از این فرصت استفاده میکنم و از استاد بزرگ عرصه موسیقی جناب آقای محمد رضا شجریان بخاطر شجاعت و دلسوزی شان در مورد هنر موسیقی قدردانی میکنم. بر همه ماست که از این استاد گرانقدر درس گرفته و به یاری هنر این مرز و بوم بر خیزیم .
بر صفیر اولین تازیانه ای که فرا رفت و فرو آمد و بر پوست لختمان خطی از خون کشید، کدامین گوش گواهی داد؟ بر آذرخش اولین شمشیری که فرا رفت و فرو آمد و فریاد سرخ رگانمان را به آسمان افشاند کدامین چشم گواهی داد؟ بر رویش اولین دیوارهای زندان و پیوستن اولین دانه های زنجیر و ثقل سهمگین اولین غل و یوغ، و بر ظلمت غلیظ سیاهچال، خانه قرنهامان، کدامین دل گواهی داد؟ بر اولین شب گرسنگی مان که گرسنگی تا تاقمان می برد، کدامین انسان گواهی داد؟ و کدامین تشنگی شناخته گواه اولین قطره مرگی بود که در دهان آبخوانمان چکاندند و پس از آن کدامین گوش هجوم تازیانه ها را شنید و کدامین چشم برق شمشیرها را دید؟ و کدامین دل در ظلمت زندان هامان گرفت و چه کسی بر گرسنگی و تشنگی همیشه مان گواهی داد؟ هیچکس و هیچکس. نه هیچ گوشی و چشمی و نه هیچ قلبی. که ما همه یک تن بودیم که تازیانه می خوردیم. در برق شمشیرها می شکافتیم و در ظلمت خیس زندان ها میپوسیدیم. و جز ما که بود که طعم تازیانه را چشیده باشد و درد شمشیر را کشیده باشد و ظلمت زندان مان را لمس کرده باشد و در گرسنگی و تشنگی مان مچاله شده باشد؟ و در کدام دادگاه متهمی می تواند به نفع خود شهادت دهد؟
این بود که بی هیچ دلیل و مدرکی، و بی هیچ شاهدی، و حتی بی هیچ دادگاهی، محکوم بودیم. و بی یافتن مدافعی تازیانه می خوردیم؛ شکنجه می شدیم و در فواره خونمان وضو می گرفتیم و بر سجاده مظلومیت سرخمان سر می نهادیم و شهیدی را آه می کشیدیم. آه!
در دادگاهی به وسعت زمین و عمق خاک و بلندی آسمان، نگاه شهید خوانمان در افق آینده می دوید که در دوسومان صف بلند قربانیان بود. و فرا پشتمان جلادان برادر، برادرانی جلاد، قابیلان. ( استاد پرویز خرسند )
اگر در صحنه حق و باطل نیستی، اگر شاهد عصر خودت و شهید حق بر باطل نیستی، هر جا که میخواهی باش. چه به شراب نشسته و چه به نماز ایستاده. هر دو یکیست. ( دکتر شریعتی )
شهادت یعنی حضور همیشگی ، یعنی لحظه لحظه گواهی دادن بر درد ها و زخم های مردم . شهادت یعنی گواهی دادن بر لگد مال شدن حقوق انسانهاو شهادت یعنی فریاد بر آوردن و صدای مظلومان تاریخ را به گوش جهانیان رساندن . امروز رسالت من و تو این است و امروز شهادت من و تو تضمین سعادت آیندگان می باشد .امروز حضور سبز ما خط بطلان بر فتنه سیاه ارتجاع می باشد . یاد و خاطره معلم شرافت و شجاعت و ایمان دکتر علی شریعتی گرامی باد.
امروز هوشیاری و بیداری ما و بخصوص جوانان عزیز و برومند ایران زمین بیش از هر زمان دیگر میتواند سد و مانع بزرگی باشد بر سر راه حیله گران و مزوران و سارقان فکر و اندیشه ای که با چراغ آمده اند . در کش و قوس ما بین حق گویی و حق کشی و در گیر و دار حق طلبی و قداره بندی ناگهان صورتک های زشت و کریه نقاب پریان و فرشتگان بر چهره می زنند و طنازی میکنند .برای هنرمندانی که سالهاست مورد لعن و نفرینشان بوده اند و مطربان لس آنجلسی خطابشان میکرده اند فرش قرمز پهن میکنند و یا اگر هم نکرده اند و شایعه است آن را تکذیب نمیکنند که گویا خود دست به شایعه سازی زده اند . دلیل این نمایش ها کاملا واضح است . باید که بر خرابی ها ماله کشی کنند . باید که به خیال خود آبی بر آتش افروخته شده خشم جوانان بریزند . باید که داغ سهراب ها را به فراموشی بکشانند و باید که با جو سازی هایی از این قبیل ذهن من و تو را منحرف نمایند . غافل از اینکه این درد ها و این مصائب فراموش شدنی نیستند . میدانند که جوانان ما به هنرمندان کشورشان علاقه مندند. میفهمند که با گذشت بیش از سی سال بعضی از این هنرمندان در دل مردم جای دارند و برایشان یک دنیا خاطره اند و البته این یکی را خوب فهمیده اند .
اما گویا فراموش کرده اید که با هنر و هنرمند در این سرزمین هنر پرور چه کرده اید . چگونه است که استاد محمد رضا شجریان تکفیر میشود ؟ مورد خشم و غضب قرار میگیرد چون انتقاد میکند و ناسزایش می گویند چون اعتراض میکند و صدای احدی از شما شیفتگان هنر بلند نمیشود . این چه رفتاری است با استوره موسیقی ایرانی ؟ شما با هنر سر ستیز دارید که اگر نداشتید جعفر پناهی این هنرمند ارزشمند عرصه سینمای ایران را به جرم تصمیم جهت ساختن یک فیلمی که هنوز پایان آن و نتیجه آن مشخص نشده روزها در سلول انفرادی نمی انداختید . ادعا هم میکنید که هیچ دولتی مثل این دولت به هنرمندان خدمت نکرده است . چه تصوری از این مردم دارید ؟
فکر میکنید مردم هم زبانم لال از طایفه کوتوله های ذهنی هستند. هر روز یک جنگ زرگری راه می اندازید. یک روز به تعبیر خودتان بد حجاب ها را به چوب خشم می رانید و روزی دیگر دست نوازش و عطوفت بر سرشان میکشید . یکی تان نقش منفی را بعهده میگیرد و دیگری قهرمان فیلم میشود .این حنا ها دیگر رنگی ندارد بروید و بساط خود را جای دیگر پهن کنید .
حضور هنرمندان ایرانی در غربت نشسته همیشه مغتنم بوده اما اگر این حضور به قیمت دست دراز کردن مقابل کسانی باشد که برای هنرهیچ ارزشی قائل نیستند و سالهاست هنر را به بند کشیده اند و هدفشان تنها مردم فریبی است ، مفهومی جز خیانت به هنرمندان رنج کشیده این مرز و بوم ندارد . امیدوارم اینگونه نباشد .
اگر مثل گاو گنده باشی،میدوشنت، اگر مثل خر قوی باشی،بارت می کنند، اگر مثل اسب دونده باشی،سوارت می شوند…. فقط از فهمیدن تو می ترسند ( دکتر شریعتی )
If you were fat like a cow, they would milk you
If you were strong like a donkey, they would load you
If you were a runner like a horse, they would ride on you